X
تبلیغات
گل نرگس

گل نرگس
گفته بودم تو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم چون تو بیایی غم از دل برود 
قالب وبلاگ
دختر که باشی باید حواست به درد پای مادرت باشد؛
دختر که باشی ساعت ها برایت مهم می شود تا مبادا پدر قرصش را فراموش کند؛
دختر که باشی می شوی سنگ صبورمادربزرگت؛
دختر که باشی سینه ات می شود صندوقچه ی اسرار برادر
.
.
.
به سلامتی همه ی دخترای سرزمینم
[ سوم خرداد 1392 ] [ 8:54 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

پیشاپیش ولادت امام علی (ع) و روز پدر بر همه شیعیان مبارک باد .

[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:17 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:13 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

وقتی شه موت آمد و جانم بگرفت

درسمت چپم سیاهه ای جا بگرفت

چون دست چپم نامه اعمال گرفت

 آن سیاهه در نامه من جا بگرفت

وقتی که شروع به نامه خواندن کردم

 در نامه نوشته بود هر آنچه را من کردم

 چون خوب و بد من به ترازوی عدالت بردند

 در آخر نامه جمله زیر بسرودند

 ای گنه کار تو گنه کردی و باید به جهنم بروی

 تو برای گنهت توبه نکردی که به جنت بروی

 زجنت تا به دوزخ چقدر حوصله بود

 اندازه یک توبه فقط فاصله بود

ای کاش که آب توبه همراهم بود

تا شعله آتش زگناهم به جهنم می زدود

اما چه سود چون که دگر دیر شده بود

عمر کم من فدای آخر شده بود

 

[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:8 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

مسأله 1892: (اعتكاف) عبارت از ماندن در مسجد جامع است، به قصد عبادت و تقرّب به درگاه الهىو اين كار، مستحب و داراى اجر و ثواب بسيار زيادى مىباشد.

مسأله 1893: پشت بام مسجد، زير زمين و محراب آن جزو مسجد است و همچنين اگر مسجد توسعه پيدا كرده باشد. و فرقى نمىكند در حال اعتكاف، ايستاده باشد يا نشسته، بيدار باشد يا خواب.

مسأله 1894: هر وقتى كه روزه گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است و بهترين اوقات آن، ماه رمضان مىباشد.

مسأله 1895: در اعتكاف چند چيز شرط مىباشد: 1 ـ ايمان 2 ـ عقل 3 ـ نيّت قربت 4 ـ روزه گرفتن 5 ـ كمتر از سه روز نباشد.

مسأله 1896: روزه گرفتن در حال اعتكاف شرط است. و حد اقل آن سه روز مىباشد، چه روزه مستحب باشد و چه واجب، حتى با روزه قضا و روزه استيجارى نيز اعتكاف صحيح است.

مسأله 1897: در اعتكاف اجازه پدر و مادر نسبت به فرزند، در صورتى كه اعتكاف، باعث اذيت آنها شود و اجازه شوهر به زن و مولا به غلام خود، لازم است.

مسأله 1898: حداقل اعتكاف، سه روز است و اگر فقط يك روز و يا دو روز نيّت كند، اعتكاف باطل است، امّا بيشتر از سه روز اشكال ندارد.

مسأله 1899: در مدّت اعتكاف، بايد در مسجد به قصد اعتكاف بماند، مگر براى انجام كارى لازم و ضرورى، يا براى انجام كارى واجب، مانند شهادت دادن و يا كارى مستحب، مانند تشييع جنازه مؤمن يا صله ارحام بيرون رود و اگر از روى ندانستن مسأله و يا فراموشى از مسجد بيرون برود، اشكال ندارد.

مسأله 1900: بهتر است اعتكاف، در يكى از اين مساجد باشد: مسجدالحرام، مسجدالنبى(ص)، مسجد كوفه و مسجد بصره.

مسأله 1901: چند چيز بر شخص معتكف حرام است و اعتكاف را باطل مىكند:

1 ـ جماع. و بنا بر احتياط در مدت اعتكاف، مرد و زن نمىتوانند، يكديگر را ببوسند و يا لمس كنند. و همچنين استمناء نيز حرام و بنا بر احتياط اعتكاف را باطل مىكند.

2 ـ بوييدن عطر و چيزهاى خوشبو مانند گلها به منظور لذّت.

3 ـ مجادله و بحث كردن، براى اظهار فضل، علم و برترى، اما اگر براى ثابت كردن حق باشد، اشكال ندارد.

4 ـ خريد و فروش و بنا بر احتياط واجب از هر نوع تجارت اجتناب نمايد، مگر براى كارهاى ضرورى مانند خريد خوردنى و آشاميدنى براى خود.

مسأله 1902: چيزهايى كه بر معتكف حرام است، فرق نمىكند كه شب مرتكب شود يا روز، و چيزهايى كه روزه را باطل مىكند و در احكام روزه بيان شده، اعتكاف را نيز باطل مىنمايد.

مسأله 1903: مىتوان اعتكاف مستحب را در دو روز اول قطع نمود، ولى اگر دو روز گذشت روز سوم واجب مىشود.

مسأله 1904: جايز است در هنگام نيّت اعتكاف، شرط كند هر وقت خواست، حتى در روز سوم، از اعتكاف رجوع نمايد.

مسأله 1905: اگر شخص معتكف در مسجد جنب شود، از مسجد خارج شود و غسل نمايد.

[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:4 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 3:58 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

طوبای تو میان دلم قد کشیده است

بین من و خیال خودم سد کشیده است

احساس می کنم به تو نزدیک می شوم

جذر مرا نگاه تو مد کشیده است

این جذبه طلایی بالا نشین تو

بال مرا حوالی گنبد کشیده است

دست خدای عز و جل روی قلب ما

این بار سوم است محمد کشیده است

نوری رئوف در حرمت موج می زند

الطاف کاظمین به مشهد کشیده است

بخشنده تو، خدای کرم تو ، جواد تو

ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو  

بگذار خاک پای تو نقاشی ام کنند

سجاده ی دعای تو نقاشی ام کنند

بگذار بر کنار قدم های هر شبت

با رشته عبای تو نقاشی ام کنند

بال و پرم بده که شبیه کبوتری

امروز در هوای تو نقاشی ام کنند

بگذار از زمان ازل تا همیشه ها

آقای من برای تو نقاشی ام کنند

وقتی میان خانه دعا پخش می کنی

مسکین ترین گدای تو نقاشی ام کنند

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو

ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

ای بالش تو دست امام رئوف ما

ای  سایه بان روی تو بال فرشته ها

تا آمدی امام رضا گریه اش گرفت

ای مستجاب چله سجاده دعا

تا یک تبسمی نکنی پا نمی شود

خورشید از مقابل گهواره شما

این گونه بی نقاب نظر می خوری عزیز

این قدر در مقابل آیینه ها نیا

آقا قرار ما سر میدان کاظمین

ای اولین زیارت ما بعد کربلا

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو

ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

هر صبح چهارشنبه مقیم تو می شوم

از زائران صبح نسیم تو می شوم

روزی اگر به طور مرا راهیم کنند

سوگند می خورم که کلیم تو می شوم

وقتی که از محله ما می کنی عبور

کوچه نشین دست کریم تو می شوم

بر پشت بام گنبد زرد و طلائیت

مثل کبوتران حریم تو می شوم

کم کم در ابتدای خیابان کاظمین

دارم همان گدای قدیم تو می شوم

بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو

ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو


علي اكبر لطيفيان

[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 3:56 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

درد فراق یوسف زهرا شدید شد

یعقوب روزگار دو چشمش سپید شد

امید انتظار دل ناامیدها

امید هم ز آمدنت ناامید شد

از عشق ناله خیزد و از هجر درد و غم

غم ناله می‎کند که فراقت مدید شد

بزم وصال مطلبد جان ز عاشقان

خوشبخت آن که در ره جانان شهید شد

در پیشگاه یوسف زیبای فاطمه

صدها هزار یوسف مصری عبید شد

از کثرت گناه و خطاهای بی شمار

                                راه وصال من به سرایت بعید شد     حسین هاشمی نژاد

[ بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 6:39 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

مادرم ای بهتر از فصل بهار

مادرم روشن تر از هر چشمه سار

مادرم ای عطر ناب زندگی

مادرم ای شعله ی بخشندگی

مادرم ای حوری هفت آسمان

مادرم ای نام خوب و جاودان

مادرم ای حس خوب عاشقی

مادرم خوشتر ز عطر رازقی

مادرم ای مایه ی آرامشم

مادرم ای واژه ی آسایشم

مادرم ای جاودان در قلب من

مادرم ای صاحب این جسم و تن

مادرم می خواهمت تا فصل دور

مادرم پاینده باشی پر غرور

مادرم روزت مبارک ناز من

مادرم تنها تویی آواز من

[ سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:12 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

وقتی که خدا چشم خمار تو بیاراست

یک نرگس مجنون ز نگاه تو به پا خاست

افتاد دلم در طلب نرگس چشمت
عاشق شدن خوار به خورشید چه زیباست!

هر جا که اثر از گل و از باغچه دیدم
دل گفت "بیا نرگس مجنون تو اینجاست

این سمت کویر است و کویر است و کویر است
آن سو همه دریاست و دریاست و دریاست

رفتم سوی دریا تو نبودی که ببینی
چشمم به طلب، ناله کنان غرق تمناست

یعقوبترین چشم جهان قسمت من باد
چون یوسف گمگشته من یوسف زهراست.

[ پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 5:50 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنهای ببارد

اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدای هست او جانشین تمام نداشته های من است ....

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ