|
گل نرگس گفته بودم تو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم چون تو بیایی غم از دل برود
| ||||
|
دختر که باشی باید حواست به درد پای مادرت باشد؛ دختر که باشی ساعت ها برایت مهم می شود تا مبادا پدر قرصش را فراموش کند؛ دختر که باشی می شوی سنگ صبورمادربزرگت؛ دختر که باشی سینه ات می شود صندوقچه ی اسرار برادر . . . به سلامتی همه ی دخترای سرزمینم [ سوم خرداد 1392 ] [ 8:54 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
پیشاپیش ولادت امام علی (ع) و روز پدر بر همه شیعیان مبارک باد .
[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:17 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:13 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
وقتی شه موت آمد و جانم بگرفت
درسمت چپم سیاهه ای جا بگرفت
چون دست چپم نامه اعمال گرفت
آن سیاهه در نامه من جا بگرفت
وقتی که شروع به نامه خواندن کردم در نامه نوشته بود هر آنچه را من کردم چون خوب و بد من به ترازوی عدالت بردند در آخر نامه جمله زیر بسرودند ای گنه کار تو گنه کردی و باید به جهنم بروی تو برای گنهت توبه نکردی که به جنت بروی زجنت تا به دوزخ چقدر حوصله بود اندازه یک توبه فقط فاصله بود
ای کاش که آب توبه همراهم بود
تا شعله آتش زگناهم به جهنم می زدود
اما چه سود چون که دگر دیر شده بود
عمر کم من فدای آخر شده بود
[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:8 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:4 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
[ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 3:58 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
طوبای تو میان دلم قد کشیده است بین من و خیال خودم سد کشیده است احساس می کنم به تو نزدیک می شوم جذر مرا نگاه تو مد کشیده است این جذبه طلایی بالا نشین تو بال مرا حوالی گنبد کشیده است دست خدای عز و جل روی قلب ما این بار سوم است محمد کشیده است نوری رئوف در حرمت موج می زند الطاف کاظمین به مشهد کشیده است بخشنده تو، خدای کرم تو ، جواد تو ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو بگذار خاک پای تو نقاشی ام کنند سجاده ی دعای تو نقاشی ام کنند بگذار بر کنار قدم های هر شبت با رشته عبای تو نقاشی ام کنند بال و پرم بده که شبیه کبوتری امروز در هوای تو نقاشی ام کنند بگذار از زمان ازل تا همیشه ها آقای من برای تو نقاشی ام کنند وقتی میان خانه دعا پخش می کنی مسکین ترین گدای تو نقاشی ام کنند بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو ای بالش تو دست امام رئوف ما ای سایه بان روی تو بال فرشته ها تا آمدی امام رضا گریه اش گرفت ای مستجاب چله سجاده دعا تا یک تبسمی نکنی پا نمی شود خورشید از مقابل گهواره شما این گونه بی نقاب نظر می خوری عزیز این قدر در مقابل آیینه ها نیا آقا قرار ما سر میدان کاظمین ای اولین زیارت ما بعد کربلا بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو هر صبح چهارشنبه مقیم تو می شوم از زائران صبح نسیم تو می شوم روزی اگر به طور مرا راهیم کنند سوگند می خورم که کلیم تو می شوم وقتی که از محله ما می کنی عبور کوچه نشین دست کریم تو می شوم بر پشت بام گنبد زرد و طلائیت مثل کبوتران حریم تو می شوم کم کم در ابتدای خیابان کاظمین دارم همان گدای قدیم تو می شوم بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو علي اكبر لطيفيان [ بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 3:56 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
درد فراق یوسف زهرا شدید شد یعقوب روزگار دو چشمش سپید شد امید انتظار دل ناامیدها امید هم ز آمدنت ناامید شد از عشق ناله خیزد و از هجر درد و غم غم ناله میکند که فراقت مدید شد بزم وصال مطلبد جان ز عاشقان خوشبخت آن که در ره جانان شهید شد در پیشگاه یوسف زیبای فاطمه صدها هزار یوسف مصری عبید شد از کثرت گناه و خطاهای بی شمار راه وصال من به سرایت بعید شد حسین هاشمی نژاد [ بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 6:39 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
مادرم ای بهتر از فصل بهار مادرم روشن تر از هر چشمه سار مادرم ای عطر ناب زندگی مادرم ای شعله ی بخشندگی مادرم ای حوری هفت آسمان مادرم ای نام خوب و جاودان مادرم ای حس خوب عاشقی مادرم خوشتر ز عطر رازقی مادرم ای مایه ی آرامشم مادرم ای واژه ی آسایشم مادرم ای جاودان در قلب من مادرم ای صاحب این جسم و تن مادرم می خواهمت تا فصل دور مادرم پاینده باشی پر غرور مادرم روزت مبارک ناز من مادرم تنها تویی آواز من [ سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:12 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
وقتی که خدا چشم خمار تو بیاراست یک نرگس مجنون ز نگاه تو به پا خاست [ پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 5:50 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
|
| |||
| [قالب وبلاگ : سيب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] | ||||